خیلی دور ، خیلی نزدیک!

سمت راست مغازه :

صاحب مغازه به شاگرد 8 ساله اش : بیخود کردی سیب زمینی رو پرت کردی طرفش احمق کثافت ، مگه ماله مفته حرومزاده مادر… ( همچنان پسر بچه مشت و لغت می خورد ) من نصف شب میرم پول میدم اینارو میگیرم که تو صبح باهاشون دعوا کنی ؟ (پسر بچه را به انبار پشت مغازه میبرد و کمربندش را باز می کند ! ) سیاهت میکنم دیوس ( جیغ و گریه پسر بچه و صدای خوردن کمربند به بدنش)

سمت چپ مغازه :

پدر به پسر 9-8 ساله : چیز دیگه ای می خوایی بابا ؟

پسر : آره . دو تا موز هم بگیر که با امیر بخوریم.

پدر : دیگه چی می خوایی؟

پ.ن : سکانس بالا واقعیه و امروز صبح شاهد این اتفاق بودم . احتمالا اگه دو تا از مشتری ها جلوی فروشنده رو نمیگرفتن پسر بچه برای پرت کردن یه سیب زمینی الان تو بیمارستان بود.

پ.ن : از کسایی که برای پست قبل می خواستن نظر بزارن و نتونستن معذرت می خوام ، حواس پرتیه من بود که نظرات رو فعال نکردم و چون یک هفته دسترسی به اینترنت نداشتم نشد که درستش کنم .

نوشته‌شده در قاطی پاطی | 27 دیدگاه

رمضان مبارک؟؟؟!!!

10 کیلو گوشت بره ، 10 کیلو مرغ ، 5 کیلو ماهی تازه و هزار جور خرت و پرت دیگه برای پیشواز مهمانی خدا . که یه وقت چربی دور شکم حاج آقا یا حاج خانوم 1 میلیمتر کم نشه . بعله ماهی که همه اول برای سلامتی و بعد برای همدردی با کسایی که غذا ندارن ساعاتی از روز رو چیزی نمی خورن ، اما اون ساعاتی که باید بخورن رو توووووووووپ میزنن به بدن که یه وقت سوء تغذیه نگیرن . آآآآآآآآآآآآآآآی شمایی که می خواهی کلی ثواب کنی بری بهشت اونجا ترتیب حوری ها رو بدی ، نمی خواد روزه بگیری برو همینایی که برای خانوم بچه ها میگیری بده به چهارتا که ندارن ، حداقل اون بنده های خدا هم بفهمن مزه گوشت یعنی چی ! نمی خواد تو هم مثل اونا نخوری .

پ.ن :

1- منظور از همه ، همه اونایی بود که اینجوری رفتار میکنن . به روزه دارای واقعی و دائمی برنخوره

2- اتاقم رو تمیز کردم و قدم دوم رو هم برداشتم . باشد که ما یه چیزی بشویم !

نوشته‌شده در قاطی پاطی

اولین قدم

وقتی یه تصمیم خیلی مهم میگرم ( از اونایی که کلی مهمن ) که یه کار خیلی مهم انجام بدم (از اونایی که کلی تاثیر گذارن ) ، همیشه به عنوان اولین قدم در انجام اون کار ، میرم اتاقم رو تمیز می کنم . یعنی یه روزه کامل وقت میزارم که محیط زندگیم رو به شرایط ایده آل نزدیک کنم .

ولی

این خستگیه تمیز کردن اتاق ، هیچوقت نزاشته من قدم دوم رو بردارم و همیشه بعد از تحول در شرایط محیطی ، بیخیال قضیه میشم و باز اتاق به طرز فجیعی کثیف میشه تا من تصمیم بعدیم رو بگیرم. حالا باز یه تصمیم مهم گرفتم ، الان موندم اتاقم رو تمیز کنم یا نه !

پ.ن : بعله ، شما که خیلی مثبتی و همیشه اتاقت تمیزه ، من اینقدر اتاقم کثیف هست که از تمیز کردنش بعنوان اولین قدم در رسیدن به اهداف بزرگم ازش یاد کنم :D تازه میشه گفت اینقدر کثیف هست که بعنوان بزرگترین مانع بر سر راه رسیدن به اهداف بزرگم ازش یاد کنم . ( آره این بهتره ) !

نوشته‌شده در قاطی پاطی | 80 دیدگاه

اینجا بهشت است

با یه حساب سر انگشتی میشه فهمید اینجا ، یعنی جایی که ما داریم زندگی میکنیم بهشته ، یعنی بهشت نباشه حداقل آدمایی که میرن بهشت همه اینجان.

مسیحیا که تکلیفشون معلومه ، شراب میخورن ، حجاب رو رعایت نمیکنن و قبل از ازدواج روابط نامشروع دارن و… کلا فکر اینکه برن به بهشت رو باید از سرشون بیرون کنن .

ادیانی که آسمانی نیستن و برای خودشون کتاب از آسمون ندارن که دیگه هیچ .

کسایی که اصلا به هیچی اعتقاد ندارن ، خودشون هم اصراری برای رفتن به بهشت ندارن!

میمونیم ما مسلمونها ، که باز سنی ها چون ائمه اطهار! رو قبول ندارن و کلا همه رو پیچوندون و طی یک سیا بازی خلافت رو از حضرت علی گرفتن ، نمی تونن زیاد روی بهشتی بودن خودشون حساب کنن . یعنی اصلا نمیشه که بیان بهشت . سنی ها هم که تعدادشون خیلی زیاده یعنی اکثر کشورهای مسلمون سنی هستن .

میمونیم ما شیعیان که لایق حقیقی بهشت هستیم . که میشه مردم ایران ، قسمتی از عراق و قسمتی از مصر و لیبی و بنگلادش و… که جمعیتمون از 100 میلیون بیشتر نمیشه. خلاصه اینکه اگر هم بریم بهشت باز هم اونجا همین هایی رو میبینیم که الان داریم باهاشون زندگی میکنیم . شایدم بهشت که میگن اینجاست .

خلاصه من واقعا دلم برای بقیه مردم جهان میسوزه که چرا نمی تونن همراه ما بیان بهشت .

پ.ن : تعریف بهشت و جهنم در قرآن نازل شده ،  در روسیه : بهشت جایی است گرم که دیگر نیازی نیست پالتو بپوشید و هرگز آنجا برف نمی آید . حوری هایی داریم جیگر ، ولی خداییش حوری های شما از حوری های ما بهتر هستند بس که شما روسها هیکل هایتان باحال و تو دل برو است

جهنم : جاییست بسیار سرد که شما را از موی سرتان به قندیل وصل میکنند . دمای آنجا از سیبری هم کمتر است . خلاصه آنجا از سرما سگ می شوید . از ما گفتن

نوشته‌شده در قاطی پاطی | 54 دیدگاه

مهمانی

بسکه ما رفتیم مهمانی ایشون ولی ایشون ما رو قابل ندونستن و  نیومدن به مهمانی ما ، تصمیم گرفتیم امسال مهمانی را تحریم کنیم .

پ.ن : اول ماه رمضان داریم میریم مسافرت . باشد که از ما بهتر پذیرایی کنند .

نوشته‌شده در قاطی پاطی | 32 دیدگاه

مرز

بعضی وقتها آدم تو ذهنش یه موضوع کوچک رو به صورت کاذب و مجازی خیلی بزرگ میکنه اینقدر بزرگ که از هم فرو می پاشه . اما نکته اینجاست که اون بزرگیه غیر واقعی بصورت کاملا واقعی رو سرت خراب میشه .

اینجاست که آدم مرز دنیای واقعی و مجازی رو گم می کنه .

نوشته‌شده در قاطی پاطی | 50 دیدگاه

دادن

به نظر میاد ترکیب  تجربه دادن نسبت به  تجربه کردن مفهوم رو بهتر می رسونه .

چون در اکثر اوقات این شما نیستید که تجربه می کنید ، این تجربه است که … !

نوشته‌شده در قاطی پاطی | 16 دیدگاه