وقتی یه تصمیم خیلی مهم میگرم ( از اونایی که کلی مهمن ) که یه کار خیلی مهم انجام بدم (از اونایی که کلی تاثیر گذارن ) ، همیشه به عنوان اولین قدم در انجام اون کار ، میرم اتاقم رو تمیز می کنم . یعنی یه روزه کامل وقت میزارم که محیط زندگیم رو به شرایط ایده آل نزدیک کنم .
ولی
این خستگیه تمیز کردن اتاق ، هیچوقت نزاشته من قدم دوم رو بردارم و همیشه بعد از تحول در شرایط محیطی ، بیخیال قضیه میشم و باز اتاق به طرز فجیعی کثیف میشه تا من تصمیم بعدیم رو بگیرم. حالا باز یه تصمیم مهم گرفتم ، الان موندم اتاقم رو تمیز کنم یا نه !
پ.ن : بعله ، شما که خیلی مثبتی و همیشه اتاقت تمیزه ، من اینقدر اتاقم کثیف هست که از تمیز کردنش بعنوان اولین قدم در رسیدن به اهداف بزرگم ازش یاد کنم
تازه میشه گفت اینقدر کثیف هست که بعنوان بزرگترین مانع بر سر راه رسیدن به اهداف بزرگم ازش یاد کنم . ( آره این بهتره ) !


این که خوبه داداش، من دیگه عمراً اتاق تمیز نمیکنم. طی یکسال گذشته سه بار اتاق تمیز کردم و هر سه بار هم کامپیوترم سوخت.
واقعا خسته نباشی عزیزم
میگما نمی خواد تو دست به تمیزکاری بزنی . خیر ببینی شنگول جون
خداوند تبارک و تعالی میفرماید: به تو چه؟
اوه اوه مگه با چی اتاق تمیز میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با چماق
آره واقعا ، ولی من فکر کنم با شلنگ آب این کارو می کنه
نه چماق واسه زمانی خوبه که بخوام صورت یکی از این نسوان را تمیز کنم
با دست و دستمال و جارو
عزیزم چرا زودتر نگفتی؟
خودم میام برات تمیز می کنم توبرو تصمیم دومیتو اعملیش کن
قربون معرفتت . دوست خوب به تو میگن
با سلام و تشکر از حضورتان
این دوره ی ریخته پاشیدگی دور و بر را من نیز تجربه داشته ام. بخصوص که همچون شما دستی به ساز داشتم و تا چشم به هم میزدم چند ساعت به تمرین مشغول بودم و هنوز که هنوز بود آن کتاب وسط اتاق بود و خرت و پرتهای دیگه هم به همه جا پرتاب شده افتاده بود. ولی بیا و ببین که حالا از سر حوصله سر رفتن نه تنها ظرفها رو میشورم بلکه اتو(اطو) هم میکشم !!!؟؟؟ خب حالا بخند تا یه روز که به روز من دچار شدی میفهمی چی میگم.
فقط مونده ماه اوّل افتتاح وبلاگ خوبت رو مرور کنم تا اعتراف کنم تمام شد….یادت نره که پیمودن دور دنیا با پای پیاده، از قدّم اوّل شروع میشه… همین قدم اوّلت نشانه ی ادامه ی پیمودن راه است….ثابت قدم باش.
پیروز باشید و بدرود…. راستی برم ببینم واسه ی نظر قبلی ام چی نوشتی؟ کاری نداری؟ بدرود ارادتمند حمید نجببادی میزوری
به به شما هم ؟ حالا چی میزنی ؟
والا میترصم تا اون موقع تصمیم هایی رو که باید عملی کنم ، انجام ندم و اصلا اتاقی دیگه نداشته باشم که بخوام تمیز کنم یا نه
این ثابت قدم بودن رو توی هر کاری نمی تونم انجام بدم ، باید یه فکری برای همین بکنم .
ممنونم از لطفت دوست عزیز
اونروزا که توی ایران بودم مضرابی بر سنتور؛ ولی حالا که اینجا غربزده ی دچار غربت شده ام؛ نه سازی هست که بنوازم و نه مضرابی.
البته گاهی بصورت امانت سازی ناکوک گیر آورده ام و زنگی از جگر سوخته ام برداشته ام؛ امــّا این کجا و آن کجا؟ هرچند که معتقدم هر نوزانده ی هنرمندی برای دل خود مینوازد؛ ولی شنونده ی اهل دل هم در تشویق و تمرین و پیشرفت هنرمند بی تاثیر نیست و اینجا کو گوش شنوایی که «ای ایران» و زنگ کاروان دشتی و یا زنگ شتر سه گاه و 20 قطعه ی استاد مشکاتیان و …. را بفهمد؟. از جماعت بیشتر ایرانیها هم نگو که فقط عادت کرده اند ادای هنرشناسی درآورند و تحمـّل سکوت و شنیدن ترانه ها و تصنیف ها را ندارند؛ چه برسد به قطعات آوازی.
خب مثل اینکه خیلی روده درازی کردم….پیروز باشید و بدرود…ارادتمند حمید نجببادی میزوری
درسته شنونده اهل دل بسیار تاثیر داره . اما تجربه ای که توی این دو سال به دست آوردم میگه که باید خودت شنونده سازت باشی و اونه که تو رو می نوازه . هیچوقت بیخیالش نشو . شاید هم شما منو دعوت کردی که حداقل من یه گوش شنوا برای شما باشم .
موفق باشی .
آقا ولش كن
تميز نكن
دوباره نامرتب ميشه
دوباره كثيف ميشه
بزار وقتي ازدواج كردي،خانومت بيآد تميز كنه
در عوض «خرابكاري»* كه به زندگيت ميزنه، بايد اتاقت رو تميز كنه
*شايد اين كلمه صحيح نباشه اما محترمانهتر از لغتي بود كه ميخواستم بزارم، به دليل ترس از خانومها، مخصوصا خانوم شما(حوري) اينكارو كردم
» گند زدن » فکر نکنم مشکلی داشته باشه
البته برای شماها ، برای من که خیلی عزیزه ، بسکه مهربونه
آره خانوم ما واقعا ترسناکه
حرف تو دهن ما ميزاري علي آقا
من كي گفتم خانومت ترسناكه؟!
زن ذليل شدي رفت، از دست رفتي،پسر خوبي بودي، حيف شد، خدا بيامرزدت
الان حوری میاد اینارو میخونه بهت میگم
همون روح الله زن نگیره بهتره …..
علی جون من باز نبودم این روح الله از اون حرفا زد؟
پس کی می خوای بکشیش؟
ميگه عليجون
عليجونت رو كه نميدونم،اما من عمرا براي شما خانوماي دمدمي مزاج آدم بكشم(آيكون زبان)
پ.ن
فكر نكنم عليآقا هم اينقدر بي رحم و نامرد باشه، فوقش يه تير به پا شليك ميكنه
روح الله تو احیانا دلت کتک نمی خواد؟
شما دوتا خانوم خيلي براي من افه اومدين
حواستون باشه اگه زياد افه بيآئين، خودم لولو ميشم و ميام اون چيزي رو كه بخاطرش شمارو دوست دارن، ميبرمش!
تو خیلی بیجا می کنی
میزنم له و لورده ات می کنما
بزن عزيز
اصلا اينجام بزن(اشاره به پيشاني)
د ِ شليك كن ديگه!
ای وای
من چقدر این روزا تو تشخیص جنسیت ها اشتباه میکنم
ناشناس جون شما الان مذکر تشریف دارید؟؟؟
من مدت های مدید هست که یه چیز دیگه فکر میکنم
والا به نظر میاد که من مذکرم
حالا به چی فکر میکردی ؟ دوجنسه ؟ مونث ؟ نامرد ؟
بابات هم یه اسمی رو اتاقت گذاشته بودا
)
جدی؟ الان خودم یادم نیست
خوبه چون خيليها همون قدم اولو هم برنميدارن :دي
یعنی به خودم امیدوار باشم ؟
سلام
به نظرم یکی از تصمیمات مهمت باید این باشه که اتاقتو تمیز کنی!!!
اینجوری تصمیم اول و دومت یکی میشه!!!:D
دقیقا ، نظر بسیار عالی بود . مرسی
اولین قدمتون همیشه مستدام برادر D:
عمرا نمیشه
آخ آخ گفتي منم اتاقم هميشه كثيفه
حالا فهميدم چرا به اهدافم نميرسم:d
ما اتاق کثیفان باید یه جلسه ای بزاریم یه فکری به حال خودمون بکنیم ، اینجوری هیچی نمیشیم
نظراتو که میخونم امیدوار میشم
)))))))
ما شلخته هــا تنهــا نیستیم
خیلی زیــادیم
می دونی؟
مری پاپینزو دیدی؟
به نظر من با شـادی بیـا اتاقـتو مرتب کن
خیلی حال میده
مثلن یه آهنگ بزار
صداشو هم تا جای که میتونی بلند کن
بعد با یه آدم پایه -مثلن خواهرت
هم برقص…هم اتاقتو مرتب کن…
خسته هم نمیشی
نه اتفاقا اتاق تمیز کردن رو خیلی دوست دارم ، چون در اتاق رو می بندم ، چندتا از آلبوم های مورد علاقم رو انتخاب می کنم و با صدای بلند شروع می کنم به گوش دادن و کار کردن . البته چون نمیشه روشون رقصید طبیعتا کسی بهم سر نمیزنه (مگر اینکه شما بیایی ، چون شما بلدی رو شجریان برقصی )
.
کی میخواد با کی برقصه؟
من اعلام آمادگی میکنم
من حاضرم با همه ( به جز ا.ن ) برقصم
هیچکس حاظر نیست با تو برقصه حتی ا.ن
:))))))))))))))))
اول از جورابات شروع کن … بریزشون از زیر تخت بیرون ….
اتاق پسرا بوی گند جورا میده…
نکته بسیااااااااااااااااااااااااااااااااار جالب و ظریفی بود
من که تخت ندارم چی اونوقت؟
تو از زیر بالشت بیارشون بیرون
نه دیگه
همون مونث خالی!!!!!!!!
به هرحال مونث و مذکر فرقی نمیکنه.ما از دوستی با شما بسی مشعوفیم
شما لطف داری ، ما بیشتر
مؤنث و مذکر فرق نمیکنه؟!
نه دیگه ، مگه برای تو فرق میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واسه یه بارم که شده اول قدم دوم رو برادر:)
آخه اینجوری اصلا حال نمیده
این اصلاً درک نمیکنن قضیه رو
متاسفانه فقط تو منو درک میکنی
من که هر موقع تمیزش میکنم شبا سردم میشه احساس ترس و غربت میکنم بعد خوابم نمیبره!!!
غربت را خوب اومدی اما ترس دیگه از اون حرها بودها!!!
مگه چقر تمیزش میکنی ؟
الان یعنی توو جواب کامنت پست قبلت به من فحش دادی دیگه D:
شما همون برو اتاقتو جمع و جور کن D:
من غلط بکنم به شما فحش بدم ، من گفتم چقدر خوبه که شما اینقدر قانعی
اتفاقا جمعش کردم
اول بگو ببينم تصميم مهمت چي هست ! تا بگم ارزش داره اتاق را جمع و جور كني يا نه !
اول اینکه شما همش داری از زیره زبون حرف میکشی بیرون
دوم اینکه دیر اومدی ، من اتاقمو تمیز کردم ، احتمالا ارزشش رو داشته
اول اين كه خوب تقصير خودته كه مثل بچه آدم اطلاعات نمي دي ! بايد با گاز انبر از زير زبونت كشيد بيرون !
دوم اين كه ! چه حيف ! كه نتونستي از نظرات كارشناسي من مستفاد كني !!!
آره واقعا !!!!!!!!!
ولی دفعه بعد حتما از نظرات شما استفاده می کنم
قسمت نظرات پست بالاییت بسته اس؟
واا! چرا نمیشه برای پست جدید کامنت گذاشت؟! ( آیکن شیما ی گیجگول! )
ای خدا بکشه این ووردپرس رو که آیکندونی نداره و هی باید آیکن توضیحی بنویسیم واسه این دوست نداشتنی D:
نه گیجگول منم ، اشتباه از من بود . ببخشید
میگم آاا! یه چیزی! این عکس بغل کامنت رو چه جوری میت.نم تغییر بدم؟ بابا منم دوست دارم یه عکس خوشجیل بذارم این بغل، مگه من دل ندارم؟ ( آیکن گریه شدید )
هی از اون مرجان جون میپرسم هم جوب سر بالا بهم میده! تو چی دوست ناشتنی؟ بلد نیستی چه ریختی عکس رو عوض کنم؟ میرم مهتاد میشم بوخودا هاا!
سلام حوری جون
اونجایی خواهر؟ تو ین دخمل قشنگه رو چه ریختی گذاشتی کنار کامنتت؟
بابا یکی بیاد به من توضیح بده. بوخودا میرم مهتاد میشم ( آیکن کولی بازی )
وای چته شیما جون . اینجا رو گذاشتی رو سرت . باید بری آواتار واسه خودت بسازی . من حال ندارم بهت توضیح بدم
خسته نباشی ! حالا دو خط توضیح میدادی
شمام خسته نباشي
ظاهرا تازه برگشتي
راستي اين كامنتهاي كاف دار رو اگه ويرايش كني بد نيست ها
ازين طرفها دخترا رد ميشن، خداي ناكرده ميترسن
مرسی . آره تازه برگشتم .
اینجا هر کسی آزاده که هرچیزی بگه . امیدوارم همه این موضوع رو درک کنن . این کامنت های کاف دار هم نظر یه نفره و نمیتونم توش دست ببرم . یه بار این کار رو کردم ولی دیگه نمیکنم .
گفتهي من فقط يه پيشنهاد دوستانه و خيرخواهانه! بود
شما مختاري
اما بدون آزادي بيان اين نيست
اينكه نظر ديگران رو ويرايش نكني و فكر كني اين دموكراسيه!
فحاشي ها و توهينهاي آشكار، دهن كجي به حقوق ديگران و ناقض آزادي ديگران محسوب ميشه، فرض كن در روزنامهي نيويورك تايمز! كه تصور ميره آزاد آزاد باشه، آيا فحاشي هاي خوانندگان رو هم منتشر ميكنند؟!
آره اینم میشه . حذفش نمی کنم ولی ویرایشش می کنم .
… دهن همه ی نامسلمون های خواهر … (خطاب به مرد ها)
و … (خطاب به … ها)
من همچنان بی آواتارم ( آیکن گریه شدید )
آقا من تا مرحله ای که برام ایمیل میزنه و میرم که پسوورد و یوزرنیم وارد کنم پیش رفتم ولی هرکار کردم این دوتا رو ارور میده! منم که کلآ نمیفهمم این خارجکیا چی میگین ( آیکن گریه شدید و کولی بازی )
بوخودا فقط شوخیه که بهت میگم دوست نداشتنی
(
((
فکر نمیکردم ناراحت بشی
زودتر میگفتی که دیگه این ریختی نگم خوو
در اون مورد هم الان یه خورده دستم بسته ست و امشب هم شبکارم. فردا میرم ببینم چه جوریه و اینا. خیلی خیلی ممنونم. دستت درد نکنه. ایشالله بتنم به خوبی جبران کنم
معذرت میخوام که نمیدونستم ناراحتی از اون حرفم
بیخیال کی گفته من ناراحت شدم ؟!!!!!!!!
من برای اینکه بگم پایه شوخیم نوشتم دوست نداشتنی
آدم از دوستاش که ناراحت نمیشه . من خودم می دونم دوست داشتنیم
ي خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا باز اينجا اومدم…آقا دست شما درد نكنه كه مياي…
شما مثل اینکه با وردپرس مشکلاتی داری