خیلی دور ، خیلی نزدیک!

سمت راست مغازه :

صاحب مغازه به شاگرد 8 ساله اش : بیخود کردی سیب زمینی رو پرت کردی طرفش احمق کثافت ، مگه ماله مفته حرومزاده مادر… ( همچنان پسر بچه مشت و لغت می خورد ) من نصف شب میرم پول میدم اینارو میگیرم که تو صبح باهاشون دعوا کنی ؟ (پسر بچه را به انبار پشت مغازه میبرد و کمربندش را باز می کند ! ) سیاهت میکنم دیوس ( جیغ و گریه پسر بچه و صدای خوردن کمربند به بدنش)

سمت چپ مغازه :

پدر به پسر 9-8 ساله : چیز دیگه ای می خوایی بابا ؟

پسر : آره . دو تا موز هم بگیر که با امیر بخوریم.

پدر : دیگه چی می خوایی؟

پ.ن : سکانس بالا واقعیه و امروز صبح شاهد این اتفاق بودم . احتمالا اگه دو تا از مشتری ها جلوی فروشنده رو نمیگرفتن پسر بچه برای پرت کردن یه سیب زمینی الان تو بیمارستان بود.

پ.ن : از کسایی که برای پست قبل می خواستن نظر بزارن و نتونستن معذرت می خوام ، حواس پرتیه من بود که نظرات رو فعال نکردم و چون یک هفته دسترسی به اینترنت نداشتم نشد که درستش کنم .

این ورودی در قاطی پاطی فرستاده شده است. پیوند پایدار به آن را نشانه‌گذاری کنید.

27 پاسخ برای خیلی دور ، خیلی نزدیک!

  1. یکی از چیزایی که سی ساله داره با کار و تلاش مضاعف توی ایران نهادینه میشه، همین تضادهای دیوونه کننده س…
    در ضمن
    میبینم که همه امسال مهمونی شنگول رو دودر کردن رفتن خارج از دسترسِ اینترنت :D

  2. بهناز می‌گوید:

    سلام
    عجب آدمای بی انصافی پیدا می شن! مملکته داریم؟

  3. شنگول بانو می‌گوید:

    این مملکت گل و بلبل پر از تضاده
    دیگه چشم ها به دیدنشون عادت دارن

  4. حوری می‌گوید:

    من اگه بودما می گفتم دیوس همه کس و کرته مارد فلان
    گه می خوری دست رو بچه بلند می کنی
    مرتیکه پوفیوز

  5. حوری می‌گوید:

    ببخشیدا یه لحظه عصبانی شدم . من اصلا جنبه ندارم ببینم یکی دست رو بچه بلند میکنه

  6. سهی می‌گوید:

    کاش نمی نوشتی اینو

  7. هلیا می‌گوید:

    :s هیچی نمی تونم بگم :( (

  8. خال قزی می‌گوید:

    مصداق ضرب المثل یکی را داده ای تنبون رو تنبون
    یکی را داده ای لنگ بی تنبون
    ولی اون باباهه مشکل داشته چه معنی میده یه بچه رو بزن نیرفتی زنگ میزدی به سازمان اهلی کردن حیوانات وحشی تا ببرن اهلیش کنن

  9. شنگول می‌گوید:

    واسه چی سیب‌زمینی پرت میکرده بچۀ بد

  10. شیما می‌گوید:

    خوب باشه من بخشیدمت :دی

  11. شیما می‌گوید:

    در مورد پست هم فقط میتونم بگم متاسفم و سکوت :(

  12. غزال ِ خندان می‌گوید:

    تفاوت ها اینجاس که می زنه تو چجشمممم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s